<
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
  • + به این عکسها خیره شو خیره شو
  • + یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن
  • + وقتی تو آمدی باران می بارید. انگار خاطرات من همیشه بارانیند تو هم از جنس بارانی ساده و معصوم

طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز

مهدی

 

سلام پسر خوب من

از دیشب تا حالا همینطور بارون داره می باره  به بارون تابستونی زیبا اما برای من بارون پاییزی رو تداعی می کنه

دیشب سه تایی رفتیم حرم و زیرانداز  انداختیم تو حیاط تا بابایی تو رو برد زیارت من داخل حیاط نشستم  بارون 

شروع کرد به باریدن خانمی با مداحی که گذاشته بودم زد زیر گریه انگار دلش پر بودکنارم نشست و  گریه

می کرد و منم گذاشتم خوب خالی بشه با بابایی که اومدین تو رو گرفتم زیر چادرم تا بارون خیست نکنه اما تو

شیطون اونقدر اون زیر تکون خوردی که مجبور شدم بیارمت بیرون پتو نوزادیت رو بندازم سرت تا از بارون در امان

باشی تو کالسکنه ات هم که طبق معمول نموندی انگار زندانی می شی اونجا 

چقدر قدم زدن  زیر بارون با شما دو تا لذت بخشه  وقتی بارون میاد لبریز از شادی میشم دوست دارم بدوم زیر بارون

و بپرم تو چاله های آب دوست دارم خیس خیس بشم و بعد برم خونه یه چایی داغ بخورم

هوا عالیه خدا رو شکر کاش تو اذیت نمی شدی می تونستم ببرمت بیرون و با هم از بارون لذت ببریم  اشکال نداره

 الان لباس می پوشم با هم می ریم زبر بارون حاضر باش که رفتیم

عید فطر داریم می ریم پیش بابا بزرگ خرم آباد  این روزا حس خوبی دارم

خدایا هزار هزار مرتبه شکر

 

کوچولوی لووووووس

 

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید تولد تا شش ماهگی ،

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ