میوه زندگیم
<
سفارش تبلیغ
صبا
مشخصات مدیروبلاگ
 
مامان مهدی[11]
کمی ابری کمی بارانی کمی تنها کمی خسته اما عاشقم و عاشق خستگی نمی شناسد

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

سلام مهدی جان 

امروز یه روز مهم  و تاریخی برای توست روزی که برای اولین بار طالب علم و دانش شدی و به  مدرسه خانه دومت پا نهادی 

بهترینم امروز برای من و بابایی روز مهمی بود  ان شائالله روزی در وبلاگ از رسیدن به قله های بلند معرفت و علم برایت بنویسم  و از داشتنت بر خودم ببالم . و دیگران نیز به وجودت برای خدمت به خلق افتخار کنند 

امروز رو ثبت کردم  و بهت در مسیر مدرسه  گفتم این روز رو به خاطر بسپار 

حدیث دل :چهارشنبه جشن شکوفه ها بود و امروز اولین روز رسمی شروع مدارس 

مهر، ماه عشق و درس است مهدی یاد بگیر علم بیاموز نه برای مدرک نه برای غروز و فخر فروشی  فقط برای جامعه مفید باش به گونه ای که به من به خاطر تربیت تو تبریک بگویند. 

دوستت دارم  بهترینم 


96/7/1::: 5:57 ع
یادگاری بنویس
  
  

سلام مهدی جان  سلام عزیز دل مامان خیلی وقت بود برات ننوشته بودم

گذر عمر عجیب است و اینروز ها گاهی که به تعداد سالهای زندگیم نگاه می کنم وحشت سرتا سر وجودم  رومیگیره دیگه آن جوان بازیگوش و دلشاد گذشته نیستم حالا متانت چاشنی رفتارهام شده و  کمتر میخندم وبیشتر در خودم فرو میرم از خیلی رفتارهای اطرافیانم زود می رنجم و این باعث شده  نتونم با دیگران ارتباط خوبی برقرار کنم .همیشه نگران تو وآیندهات هستم .گاهی اگر کمی مشغول خودم باشم و به تو نرسم عذاب وجدان شدیدی من رو می گیره و اونقدرحالم بد میشه که فقط یک گریه طولانی می تونه ارومم کنه 

مهدی جان خیلی وقتا این غمهام رو می سپارم دست خدا و می گم خدایا تو منو لایق مادری تونستی پس کمکم کن مواظب مهدی  باشم .اما ایمان ضعیفم نمی ذاره و دوباره دلشوره ها میان سراغم

 مهدی جان من عاشق تو هستم و تمام عشق و ذره ذره وجودم متعلق به توست و تنها کسی این حس رو می تونه درک کنه که مادر باشه وقتی بهت می گم عاشقتم حسی وجودم رو فرا می گیره که قابل وصف نیست گاهی وقتا که شبا زود می خوابی یا شام نمی خوری و زودتر خوابت می بره دلم تنگ میشه وهر بار کنار تختت میام و می بوسمت تا دلتنگیم کم بشه عادت کردم که تا به خواب رفتن تو کنارت بمونم و وقتی به خواب ناز می ری با هزار دلتنگی ازت جدا میشم . باور کن کسی بیشتر از من اینقدر عاشقانه دوستت نخواهد داشت پس مواظب وجود نازنینت باش و خوب و سالم زندگی کن 

مهدی خدا تو رو به من داده و من هزار مرتبه شاکرشم فقط تو هم با دستای کوچکت برای این مادر سراپاتقصیرت دعا کن که خدا دلش رو با نام و یاد خودش اروم کنه 

عزیز بهتر از جانم مهدی مهربون و عزیزم امسال به کلاس اول می ری و من عاشقانه مشتاق اون روز هستم که فرا برسه کاش می تونستم تمام لحظه لحظه هام رو با تو بگذرونم 

مهدی جان اگر می بینی نمی تونم  شرایط روزگار نمی ذاره وگرنه عاشق بودن با توام دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم پسرم مرد کوچکم 

عاشق همیشگیت مامان


96/6/19::: 11:8 ع
یادگاری بنویس
  
  

سلام عزیزم 

دقایقی هست در آغوشم به خواب رفته ای آرام سرجایت قرارت می دهم و به اتاق کناری می روم چراغ اتاق را روشن می کنم   کتاب را جلویم قرار می دهم 

تا کمی بخوانم  شنبه امتحان  دارم اما غمی که از سر شب بی دلیل  در درونم کز کرده است سر بر می آورد چقدر دلم همصحبتی می خواهد  که حرف بزنم و دلم ارام شود و بغضم فرو بنشیند اما نیمه شب است  کسی جز این صفحه سپید همدمم نیست و تو خوابی .... دلتنگ که می شوی اگر بارانی شوی بغض رهایت نمی کند 

امشب  غم عالم به دلم آمده است  می گویند وقتی دل آدم از فرط غم سنگین است خداوند آدمی را ر این لحظات به سوی خود می خواند   

تا رو به سوی او آاریم اما این دل چه دارد که به دوست گوید ! اگر چیزی نمی گویم  کاهلم 

مهدی جان  مهدی جان مهدی جان   تکرار نامت آرامم می کند   خدا  را شکر که هستی  اگر هرروز از خدا به خطر تو شکر نگویم کفران نعمتش است 

 

حدیث دل.  کاش دلخستگی هایم را می دیدی عجیب  نیست که می بینی و بی اعتنا می گذری  عادت کرده ام به نگفتن  و عادت کرده ای به نشنیدن 

یادت باشد  ......تو مپندار که خاموشی من هست برهان فراموشی من 

مهدی آسمان دل من اگر بارانیست تو آفتابی  هستی که رنگین کمان شادی را به ارمغان می آوری ببخش که با دلتگیهایم دلتنگت کردم 

حرف آخر  آسمان  آفتابی شد وقت خواب است ....


  
  

 

میوه  دلم مهدی جان

 امروز چهار ساله شدی چهار بهار  از عمر توگذشت چهار سال پیش ساعت 12:41 پا به دنیای من گذاشتی و شدی نفس و عمر مامانی

نمی دانم چگونه عاشقانه ترین روز خدا را جشن بگیرم  یا حتی حس قلبیم را به یکتای عالم ابراز کنم

تو ننها هدیه افردیگار هستی که ما را لایق اون دانست 

هدیه من به تو در این روز زیبا فلبیست که عاشقانه برای تو می تپد

شاید در  هر روز تولدت باید به داشته هایت بیاندیشی نه آنچه را که صاحب آن نیستی

زندگیت را با لبخند هایت نگاه کن نه با اشکهایت

 سالهای عمرت با با دوستانت بشمار نه با تعداد شمع های روی کیک تولدت

روی کیک تولدت برای هر لبخندی که زده ای شمعی روشن کن نه برای هر سالی که گذشته

حدیث دل : امروز تولدت را به نوعی دیگر برگزار کردیم در مهد کودک مهر مادر  با دجمع دوستانت

  هدیه من و بابایی بهت دوچرخه و ماشین کنترلی بود

عکس های تولدت رو سر فرصت برایت در وبلاگ می گذارم و این روز خوش را برای همیشه در خاطرم ثبت می کنم

 


  
  

پل غدیر اهواز

پل عدیر اهواز

طبیعت زیبای ونایی در بروجرد لرستان

طبیعت زیبای ونایی در بروجرد لرستان

 

سد دز یکی از زیباترین سدهای کشور

سد دز یکی از زیباترین سدهای کشور

 

حدیث آغازین : عاشقانه هایم با تو بهاری شده اند جامه سبز  تنپوششان کرده ام  و شکوفه های مهر را به گیسوهای

 بلندشان آویخته ام احساس کن عزیز من نسیم عشق دارد می وزد و صدای خنده هایمان را برای روزگار ترانه سرایی میکند

 آیا خوشبختی این نیست محبوب محبوبه؟!

مهدی  دلبندم

بهار با هم زیباییش  فرا رسید  زمان به سرعت برق و باد می گذرد

این روز ها با فکر بیشترکارهایت را انجام می دهی و برای هر کارت استدلال می کنی

هنوز هم شرین زبانیت زبانزد است و حرفهایت لبخند را به لبانم می نشاندب

ر خلاف من که با دیگران کم ارتباط برقرار می کنم تو با همه خوب ارتباط برقرار می کنی با عمه هایت عموهایت و پدربزرگ و مادربزرگت

مسافرت امسال  به آبادان و اهواز( پلهای اهواز) و اندیمشک( سد دز) و دزفول  وشوش و طبیعت عالی لرستان ( مخصوصا طبیعت بینظیر ونایی در بروجرد)   در کنار تو و گذراندن وقتم با تو  بسیار عالی به پایان رسید

امروز عصر به امید خدا  قسمت دوم مسافرتمان شروع  خواهد شد و احتمالا  شهر اصفهان و یزد در مسیر مان جزو شهرهایی خواهد بود که به آنها سر خواهیم زد

این روزها که تمام شود نمی دانم با حجم زیاد درسها و تحقیقاتم چه کنم ؟!

مهدی عزیزم این روزها فرصت بیشتری  هست برای  با هم بودنمان  برای همن  از اینترنت و لبتاب و تبلت و گوشی  تا کمترین حد ممکن استفاده می کنم 

لبتابهایمان  را هم در خانه جا گذاشتیم  این روزها خوش می گذرد  ماشاءالله لا حول و لا قوه الا بالله علی العظیم

خدایا حافظمان باش

 

 

 


94/1/10::: 2:57 ع
یادگاری بنویس
  
  

مهدی جان :

پاییر با همه زیبایی و در عین حال بی مهر یش به پایان می رسد

 زمستان در پیش است  این  پاییز به من حتی فرصت فکر کردن به زیباییهایش را نداده است

هوای اینجا مرا یاد شهرم می اندازد

یاد خانه و یاد مادر

روزهایی که با مادر به سر شد

و این روزها که بی او به سر می شود ......

احساس می کنم  دنیایی که من می شناسم دنیای کوچیکی است دنیای روزمرگی ها ی من خیلی کوچک است

بگذریم ..........

کلمات تو بزرگتر از سنت است و این هم مرا به خنده میاندازد و هم نگران

دوست دارم  از بچگی هایت نهایت استفاده را ببری و زود وارد دنیای بزرگترها نشوی

هر وقت به آینده فکر میکنم  از همه روزهایی که خواهد آمد و من نمی دانم آبستن چه حوادثی هستند هراس

به وجودم چنگ می اندازد اینجاست که به یگانه معبودت تکیه می کنم

می دانم خدای تو خدای کریمه اهل بیت پشت و پناهمان است

این روزها عجیب همه چیز تند می گذرذ

با یک بی احتیاطی کوچک  سر تو بخیه خورد

اما حتی این هم از شیطنتهای تو نکاست

برای وجود نازنینت سلامتی و برای ارامش روحم عافیت می طلبم

 

حدیث دل : عاشقتر از آن هستم که به تو بگویم دوستت دارم  زیرا وجود من با وجودتو گره خورده است  این را از چشمهای همیشه نگرانم هم می توانی بخوانی

پسرکم بخند  تازمانی که تو می خندی زندگی برای من جاریست

 

 


  
  

آسمان هم با قطرات بارانش به پیشوازتان آمده است

همه ما منتظریم  منتظر آمدننان امروز مهمان داریم

مهمانان عزیزی که آرامگاه ابدیشان اینجا خواهد شد

شهید گمنام سلام

خوش اومدی مسافر من

خسته نباشی پهلوون

حدیث دل : مهدی جان مدیون  این شهداییم  همیشه این رو یادت باشه  همیشه  یادت باشه


93/8/10::: 8:34 ص
یادگاری بنویس
  
  

 

مهدی کوچکم سلام 

اینروزها  ذهنم پر از مشغله است  این روزها منو بابایی حسابی سرمون شلوغه 

با خودم فکر می کنم چه طور به همه این کارها برسم 

بابایی با  کاری که قبول کرده  و درساش  بیش از پیش وقتش پر شده 

و من هم حالا با قبول شدن در مقطع ارشد و دوباره شروع کردن درس نمی دونم 

چه جور باید به همه کارهام سر و سامون بدم 

کارم به اندازه کافی از نیرو می گیره  

ظهر به بعد برای راحتی تو در خونه کار میکنم تا به کارهای تو برسم 

و حالا  وجود کلاسها   نمی دونم  دعا کن این روزها  رو به خوبی پشت سر بذارم و از عهده وظایفم بربیام 

حدیث دل :  در همه مشغله هایم هر جند هم باشد تو بیشترین جایگاه را داری همیشه مواظبت هستم دلنگران نباش پسرکم 

 


93/8/8::: 4:47 ع
یادگاری بنویس
  
  

 

بعضی خاطرات وقتی تکرار می شود  چه زیباست

مثل دیدن فیلم مدرسه موشها پوزخند

 

حدیث دل : مات شده بودی به صفحه بزرگ سینما  و با آهنگ هایش دست می زدی عجیب من رو به دوران کودکیم می بری مهدی جان

حدیث دل 2 : تو و تیارا دوستای خوبی برای هم هستین

 


93/8/2::: 12:47 ع
یادگاری بنویس
  
  
   1   2      >
پیامهای عمومی ارسال شده
+ به این عکسها خیره شو خیره شو


+ یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن


+ وقتی تو آمدی باران می بارید. انگار خاطرات من همیشه بارانیند تو هم از جنس بارانی ساده و معصوم