<
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
  • + به این عکسها خیره شو خیره شو
  • + یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن
  • + وقتی تو آمدی باران می بارید. انگار خاطرات من همیشه بارانیند تو هم از جنس بارانی ساده و معصوم

< 1 2

دست من تو دست بابایی

 

 

به نام خدایی که همین نزدیکیهاست

مهدی من سلام

دیگه نمی تونم بهت بگم کوچولوی من سلام آخه واسه خودت مردی شدی خنده !!!!

حالا دیگه سه ماهت شده البته سه ماه و دو هفته از وقتی که از کرمان برگشتیم حالا دیگه شبها خوب می خوابی و دیگه بیدار نمی شی

اما گریه های ارومت حالا تبدیل به جیغ شدن . راستی یه چیز دیگه موقع برگشتن از کرمان برای اولین بار تونستی گردنت رو نگه داری و با کنجکاوی این ور و اون ور رو نگاه کنی من و بابایی چه

 ذوقی کردیم از دیدن این صحنه . یکی دیگه از کارهات اینه که امروز وقتی گذاشتمت به شکم روی زمین تونستی سرت رو بالا بگیریآره عزیزم  وقتشه کم کم خودت غلت زدن رو هم یاد بگیری

آره آقا مهدی تو داری کم کم بزرگ می شی و من پیر!!! .منم این روزا زانوهام و دستام خیلی درد می کنند زانوهام نای بلند شدن ندارن و انگشتام درد می کنند

نه اینکه تمام مواد غذایی من رو مال خودت می کنی و منم که بد غذام چیزی واسه من نمی مونه خنده

نکته !! یه کمی هم واسه خودم بذار!

 

یا ابا عبدالله مهدی رو به تو می سپارم

 

البته یادت بمونه یه چند روزی خیلی منو اذیت کردی مدام جیغ می زدی و همش می خواستی تو بغلمون باشی

تقصیر این باباییه که لوست می کنه وقتی میاد همش تو رو بغل می کنه و تو رو می خندونه و تو با صدای بلند می خندی کاش می شد فیلمهات رو هم اینجا بذارم تا صدای خنده هات رو هم بشنون و بدونن چه ذوقی داره شنیدن خنده های صدا دار و بی دندون تو

نیمه شعبان داره میاد تولد آقای خوبیها همون که اسم تو رو به خاطر وجودش مهدی گذاشتم  امیدوارم تو آینده شایسته اسمی باشی که برات گذاشتم

و ما رو پیش اقا سر بلند کنی

این عکس رو هم که بالا می بینی دستای کوچولو ناز توان که بابایی تو دستاش گرفته

دوست دارم مهدی خوبم

مامان یه دلبر

 

 

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید تولد تا شش ماهگی ،

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ