<
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
  • + به این عکسها خیره شو خیره شو
  • + یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن
  • + وقتی تو آمدی باران می بارید. انگار خاطرات من همیشه بارانیند تو هم از جنس بارانی ساده و معصوم

1 2 3 4 >

سلام پسرم ساعت شش و نیم صبحه و من خوابم نمیاد این روزا زیاد احساس خوبی ندارم اما وجود تو شادی بخش همه لحظاتمه وقتی با اون پاهای کوچولوت راه می ری و مرتب زمین می خوری و وقتی لجبازی می کنی و نمی ذاری من به کارهایم برسم وقتی با مره با سوپت نون می خوری وقتی با هر آهنگی که از تلویزیون پخش می شه بالا و پایین می ری همه این لحظات احساس خوشحالی می کنم اما باز احساس می کنم یه چیزی کمه با وجود و تو وبابایی نباید هیچ احساس بدی داشته باشم  اما این وسط وجود یه چیزی کمه آره خانواده

مخصوصا مدتیه که رابطه هامون کم رنگ تر شده از تلفن های یک طرفه خودم خسته شدم دوست داشتم همون اندازه من به یادشونم اونا هم به یادم باشند اما اونقدر تو روزمرگی های خودشون غرق شدند که گاهی یادشون می ره حالی ازم بپرسند سالها تو این شهر زندگی کردن این رو بهم یاد داده که متوقع نباشم  و روی پای خودم باشم و منتطر توجه کسی نباشم

اما گاهی وقتا دلن می گیره و این دست خودم نیست و نمی دونم چرا باز متوقعم !

دیشب که از شنا برگشتم بعدش رفتیم زیارت عاشورا دیدن بچه ها اون حس دل تنگی رو کمتر می کنه

دوباره باید یاد بگیرم به همه چیزهایی که دارم قانع باشم

مهدی ممکنه تو هم سالهایی از زندگیت پیش بیاد که احساس تنهایی کنی ولی باید قول بدی نذاری این احساس تنهایی تو را از پا در بیاره

دیشب که نذاشتی شام بخورم احساس گرسنگی می کنم  برم صبحونه بخورم  شاید بابایی هم بیدار شد از بس خوش خوابه این ساعتش ده بار زنگ خورد اما بیدار نمی شه

دعا کن این بابا یی هم پروزه اش هم تموم بشه از بس دست رو دست گذاشت دقیقه نود شده !!!

ا بیدار شد !!!!!!!!!!!

دوستت دارم مامانی

 

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ