<
سفارش تبلیغ
صبا ویژن
  • + به این عکسها خیره شو خیره شو
  • + یا صاحب الزمان فرزندم را نذر یاری قیام تو می کنم برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن
  • + وقتی تو آمدی باران می بارید. انگار خاطرات من همیشه بارانیند تو هم از جنس بارانی ساده و معصوم

< 1 2 3 4 >

هجده ماهگی مهدی پر از سختی بود بعد از روزهای سختی که گذشت یک مسافرت تو طبیعت جاش حسابی خالی بود و می تونست روحیمون روبرای مشکلات احتمالی بعدی آماده تر کنه همیشه دلم می خواست تو فصل پاییز شمال رو تجربه کنم و وقتی عموعلی چند روز پیش اومد تهران راهی شمال شدیم روایت تصویری سفرپاییزی ما به شمال

 

هیچ وقت فکر نمی کردم شمال تو پاییز اینقدر زیبا باشه

نمک آبرود (عمو- بابا- مهدی)

نمک آبرود عمو- مهدی- بابا

 مهدی و بابایی در ویلای شمال در نشتارود فوتبال بازی می کنند

 

 

مهدی تو پ رو شوت می کنه

مهدی از گل زده خوشحالی می کنه

خوشحالی مهدی

مهدی و فوتبال

مهدی و بابایی بعد از پایان بازی عکس یادگاری می اندازند

مهدی و بابایی و مامان در کنار دریا (ویلای نشتارود)

 

مهدی با دستهای شنی و قصد داره بابایی رو کثیف کنه بابایی هم حساس!

بابایی هم مهدی رو می بره داخل اب مهدی هم از ترسش بابایی رو سفت چسبیده

یه عکس یادگاری کنار دریا با بابایی مهدی می اندازه

این هم مهدی و تله کابین چه ذوقی هم داشت همه چیز رو از بالا می دید

همه چیز از بالا زیبا بود

اینم بالای کوه که با تله کابین رفتیم بابایی هم شوخیش گرفته !!!

و یه عکس یادگاری ما هم که شدیم همش عکاس این دو تا

 

یه روز خوش در حیاط ویلا و عکسهایی که گرفتیم

عجب حیاط خوبی هم سرسره هم تاب واسه مهدی

اینم طبیعت دوهزار و طبیعت زیباش

اینم جاده چالوس حیف که از اون مکانی که اش رو خوردیم عکس نداریم عجب آشی بود

 


اولین دیدگاه را شما بگذارید

  


طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ